حسین ایزدپناه – ارتباط هدفمند و اصولی مابین سیاستهای بومی سازی و سرمایهگذاری اجتماعی در بخش نفت،گاز و به ویژه پتروشیمی که ماهیت خصوصی دارد،ایجاب میکند که جامعه پیرامونی این صنایع تنها دریافت کننده مزایای اجتماعی صنایع بالادست نباشند و به سهام دارانی فعال در زمینه تامین قطعات و تجهیزات،اشتغال ،کارآفرینی و برنامههای مرتبط با سرمایهگذاری در عرصه انرژی و قرارگیری در ریل تولید زنجیره ارزش پتروشیمی ها و مشتقات گازی تبدیل شوند.
در حقیقت با دقت در مفهوم محتوای جامعه محور یا همان Community Content درمی یابیم که این مدل می تواند اساس یک طراحی برنامه ریزی شده برای تعاونیهای سرمایه گذاری مردمی در مناطق صنعتی
باشد.
تحقیقات نشان میدهد سیاست توسعه مشارکت جامعه پیرامون در صنایع نفت،گاز و پتروشیمی در کشوری مانند نیجیریه ،تعامل میان جوامع محلی ،دانشگاهها، دولت و صنعت ،مسیری را برای مشارکت اقتصاد محلی در پروژه های بزرگ که عمدتا در دست دولت هستند را بیشتر کرده است و این میتواند به عنوان یک الگوی اقتصادی در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس اجرا شود.
قاعدتا برای رسیدن به چنین هدفی نیازمند ساز و کار یا ابزارهایی است که عملا مشارکت را عملیاتی کند و ذینفعان محلی را وارد مرحلهای از توازن نسبی در رسیدن به منفعت قرار دهد .این ابزارها شامل اشتغال نیروهای بومی یا محلی، توسعه کسب و کارهای منطقهای ،توسعه اقتصادی جوامع پیرامونی، بهره گیری از خدمات فنی، تخصصی و لجستیکی همچنین در اختیار گذاشتن بخشی از سهام فروش محصولات این شرکتها به مردمانی که در پیرامون این صنایع زندگی میکنند باشد که در بیشتر موارد کمتر توسعه یافته و یا محروم از توسعه هستند.
توسعه خوشههای صنعتی در صنایع پایین دست پتروشیمی با مشارکت مردم محلی موجب افزایش بهره وری، امنیت پروسه تولید، ارتقای رقابت پذیری، توسعه نوآوری ،اشتراک زیرساختها، ایجاد هارمونی مثبت از تلفیق صنعت و اجتماع و گسترش دامنه فعالیتهای مردمی در زنجیره ارزش پایین دستی صنایع خواهد بود. این مدل چارچوب مناسبی برای ایجاد تعاونیهای سرمایه گذاری مردمی در مناطقی مانند پارس جنوبی است که اصولا با هدف خلق سازو کار برای مالکیت محلی و خلق ارزش در زنجیره ارزش و تامین پتروشیمی طراحی و اجرا
میگردد.
مبحث دیگری که شاید از زاویه زیست محیطی باید به آن نگاه کرد، نظام پتروشیمی بدون سوخت فسیلی است که در راستای سیاستهای هوای پاک و انرژی سبز اتحادیه اروپا برای سالهای پیش رو میباشد و این میتواند مسیری را برای کاستن از دغدغههای محیط زیستی جوامع پیرامون صنایع پتروشیمی برای کاهش انتشار کربن و گازهای گلخانه ای در خاورمیانه و کشورهای صنعتی کمتر توسعه یافته ایجاد
نماید.