خبر های ۱۸ آذر ۱۳۹۹

فهرست سرخط اخبار امروز،۱۸/آذر/۱۳۹۹:

  • روزنامه دنیای اقتصاد:
  1. چین: آمریکا باید تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران را لغو کند
  2. چین ۵۰۴ میلیون تن نفت خرید
  3. ۲/ ۱ میلیون دُز واکسن کرونای چینی در اندونزی
  4. تزریق نقدینگی بانک مرکزی چین به بازارها
  5. [cl-popup title=” خبر منتخب – روایت دست اول از کمونیست‌هایی که اژدها را هدایت می‌کنند / پشت پرده حزب حاکم چین” show_on=”text” btn_label=”خبر منتخب – روایت دست اول از کمونیست‌هایی که اژدها را هدایت می‌کنند / پشت پرده حزب حاکم چین” align=”right” size=”xl”]دنیای‌اقتصاد – محمدحسین باقی : وقتی «شی جین‌پینگ» در سال ۲۰۱۲ به قدرت رسید من به چین بسیار امیدوار شدم. من به‌عنوان استاد در یک دانشگاه معتبر که رهبران عالی‌رتبه در حزب کمونیست چین را آموزش می‌دهد و برای آنها تدریس می‌کند، به قدر کفایت در مورد تاریخ می‌دانستم تا به این نتیجه برسم که زمان برای اینکه چین نظام سیاسی خود را باز کند گذشته است. خانم «کای شیا»‌- استاد و محقق نظریه‌های سیاسی چینی که به کادرهای رده بالای حزب کمونیست چین آموزش می‌داد اما در نهایت به دلیل حمایت از آزادسازی در چین و انتقاد از شی جین‌پینگ در آگوست ۲۰۲۰ از حزب کمونیست اخراج شد و از سال ۲۰۱۹ در آمریکا حضور دارد و به مخالف دولت چین تبدیل شده است- در مقاله ژانویه/فوریه ۲۰۲۱ برای مجله «فارن افرز» نوشت، حزب کمونیست چین (CCP) پس از یک دهه رکود، بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات نیاز داشت و «شی» که به تمایل خود برای تغییر اشاره کرده بود همچون مردی به نظر می‌رسید که قرار است رهبری آن تغییر را عهده‌دار شود. در آن زمان، من در نیمه راه یک فرآیند چند دهه‌ای بودم که درگیر با ایدئولوژی رسمی بودم چرا‌که مسوول شست و شوی مغزی مقام‌های حاضر بودم. من که روزگاری یک مارکسیست پرشور بودم، از مارکسیسم جدا شدم و به‌طرز فزاینده‌ای برای پاسخ به مشکلات چین به سوی تفکر غربی روی آوردم. من که روزگاری مدافع مغرور سیاست رسمی بودم، شروع به طرح مباحثی در زمینه آزادسازی (یا liberalization) کردم. من که روزگاری عضو وفادار حزب کمونیست بودم، در خفا در مورد صداقت باورهایم ابراز تردید کردم و نگران مردم چین شدم. بنابراین، وقتی روشن شد که «شی» مصلح نیست نباید متعجب می‌شدم. طی دوره زمامداری «شی»، رژیم به اولیگارشی سیاسی متمایل به قدرت از طریق خشونت، قساوت و بی‌رحمی تبدیل شد. رژیم حتی سرکوبگرتر و دیکتاتورتر شده است. اکنون کیش شخصیت «شی» را در احاطه خود گرفته است؛ مردی که چنگ‌اندازی حزب بر ایدئولوژی را سخت‌تر کرده و آن فضای اندکی که برای کنش سیاسی و جامعه مدنی وجود داشت را هم از میان برده است. مردمی که طی ۸ سال گذشته در سرزمین اصلی چین زندگی نکرده‌اند، نمی‌توانند درک کنند که رژیم چقدر استبدادی شده و چه میزان تراژدی‌هایی را در سکوت رقم زده است. پس از سخنانی انتقادی علیه نظام، دریافتم که دیگر برای من جای امنی برای زندگی در چین وجود ندارد.آموزش یک کمونیست // من در یک خانواده نظامی کمونیست به دنیا آمدم. در سال ۱۹۲۸، در آغاز جنگ داخلی چین، پدربزرگ مادری‌ام به قیام دهقانان به رهبری مائو ملحق شد. وقتی کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها طی جنگ جهانی دوم خصومت‌های خود را متوقف کردند، والدینم و بسیاری از اعضای خانواده مادری در ارتش تحت‌رهبری حزب کمونیست علیه مهاجمان ژاپنی وارد جنگ شدند. پس از پیروزی کمونیست‌ها در ۱۹۴۹، زندگی برای یک خانواده انقلابی مانند ما خوب بود. پدرم فرماندهی یگانی از ارتش آزادی‌بخش خلق نزدیک نانجینگ را بر عهده گرفت و مادرم هم مدیریت دفتری در نهاد اداری- دولتی شهر را بر عهده داشت. والدینم، دو خواهرم و مرا از استفاده از امتیازات شغلی‌شان منع کردند مبادا ما به «بانوان تباه‌شده بورژوازی» تبدیل شویم. نمی‌توانستیم سوار ماشین دولتی پدرم شویم و نیروهای محافظ او هرگز کارهای خانوادگی ما را انجام نمی‌دادند. با این حال، من از جایگاه والدینم منتفع شدم و هرگز از محرومیت‌هایی که بسیاری از چینی‌ها در دوران مائو متحمل شده بودند، رنج نبردم. من هیچ چیز در مورد ده‌ها میلیون کشته‌ای که طی دوره «جهش بزرگ به جلو» جان خود را به دلیل گرسنگی از دست دادند نمی‌دانستم. تمام چیزی که می‌توانستم ببینم آینده روشن سوسیالیسم بود. کتابخانه خانواده‌ام مملو از کتاب‌های مارکسیستی بود. من برای مطالعه فوق‌برنامه به آن کتاب‌ها سری می‌زدم و آنها را می‌خواندم. هر‌گاه آنها را باز می‌کردم، مملو از غرور و احترام می‌شدم. اگرچه نمی‌توانستم پیچیدگی استدلال‌های این کتاب‌ها را بفهمم اما رسالت من روشن بود: باید سرزمین مادری را دوست داشته باشم، میراث انقلابی والدینم را به ارث ببرم و جامعه‌ای کمونیستی بسازم عاری از استثمار. من یک معتقد و مومن راستین [به مارکسیسم] بودم. پس از پیوستن به ارتش آزادی‌بخش خلق در سال ۱۹۶۹ و در سن ۱۷ سالگی، درک پیچیده‌تری از تفکر کمونیستی یافتم. با وقوع انقلاب فرهنگی، مائو همگان را ملزم به خواندن ۶ اثر کارل مارکس و فردریش انگلس کرد از جمله «مانیفست کمونیست». یک بخش اتوپیایی از آن کتاب تاثیری ماندگار بر من بر‌جا نهاد: «به‌جای جامعه قدیمی بورژوازی، با طبقات و تضادهای طبقاتی‌اش، ما انجمنی خواهیم داشت که در آن توسعه آزاد هر‌کدام، شرط توسعه آزاد همه است.» اگرچه در آن مرحله درکی از مفهوم آزادی نداشتم اما آن کلمات در ذهنم ماندگار شد. ارتش آزادی‌بخش خلق، مرا به دانشکده پزشکی نظامی گماشت. کارم مدیریت کتابخانه‌اش بود که اتفاقا ترجمه چینی آثار «ارتجاعی» بود که عمدتا ادبیات غربی و فلسفه سیاسی بود. این کتاب‌ها که با جلد خاکستری خود متمایز بودند فقط محدود به خودی‌های رژیم بود، آن‌هم به منظور آشنایی آنها با مخالفان ایدئولوژیک چین اما در خفا، من هم آنها را می‌خواندم. من از خواندن «ظهور و سقوط رایش» مشعوف شدم که نویسنده‌اش یک روزنامه‌نگار آمریکایی به نام «ویلیام شیرر» بود. فهمیدم که خارج از آثار کلاسیک مارکسیستی، دنیایی از اندیشه وجود دارد‌ اما همچنان باور داشتم که مارکسیسم تنها حقیقت است. من در سال ۱۹۷۸ ارتش را ترک کردم و در اتحادیه صنفی حزبی که یک کارخانه کودسازی دولتی در حومه شهر «سوژو» بود کاری دست و پا کردم. در آن زمان، مائو مرده بود و انقلاب فرهنگی هم به پایان خود رسیده بود. جانشین او، دنگ شیائو‌پینگ، دوره‌ای از اصلاح و بازگشایی را آغاز کرد و به‌عنوان بخشی از تلاش‌هایش، نسل جدیدی از کادرهای اصلاح‌طلب را به‌کار گرفت که می‌توانستند حزب را در آینده اداره کنند. هر سازمان حزبی محلی باید چند عضو را برای خدمت در این گروه بر‌می‌گزید و سازمان حزبی سوژو مرا برگزید. من به برنامه‌ای دو ساله در دانشکده حزبی محلی سوژو اعزام شدم؛ جایی‌که هم‌قطارانم و من نظریه مارکسیستی و تاریخ حزب کمونیست را مطالعه می‌کردیم. ما همچنین برخی دوره‌ها در مورد آثار کلاسیک چینی را طی کردیم؛ موضوعی که به خاطر اخلال در وضعیت آموزش و پرورش در دوران انقلاب فرهنگی از قلم افتاده بود. من دو بار «سرمایه» را خواندم و نکات اساسی نظریه مارکسیستی را آموختم. آنچه برای من جذاب بود همانا ایده‌های مارکس در مورد کار و ارزش بود یعنی اینکه سرمایه داران با استثمار کارگران به ثروت دست می‌یافتند. من همچنین از رویکرد فلسفی مارکس – ماتریالیسم دیالکتیک- مشعوف شدم که به من اجازه داد تا نظام سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اخلاقی سرمایه داری که بر مبانی استثمار اقتصادی استوار شده بود را درک کنم. وقتی در ۱۹۸۶ فارغ التحصیل شدم، از من دعوت شد تا به‌عنوان عضو هیات علمی در دانشکده بمانم که در آن زمان کارمندان کمی داشت. من پذیرفتم اما این پذیرش به قبای برخی رهبران محلی برخورد زیرا آنها انتظار داشتند که من عضو سازمانی و عضو حزبی بمانم. در عوض، کار جدید من به‌عنوان آکادمیسین در نظام حزب کمونیست به‌عنوان کسی که شست و شوی مغزی ایدئولوژیک می‌کند آغاز شد.

    دانشجو، استاد می‌شود // در رأس آن سیستم دانشکده مرکزی حزب در پکن قرار دارد. از سال ۱۹۳۳، این دانشکده نسل‌هایی از کادرهای رده بالای حزب را آموزش داده که بوروکراسی چینی را در سطوح محلی و بالاتر اداره می‌کنند. این دانشکده پیوندهای نزدیکی با نخبگان حزبی دارد و همواره از سوی عضو پولیتبورو (دفتر سیاسی) اداره و هدایت می‌شود. (رهبر آن از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ کسی نبود جز «شی جین پینگ»). در ژوئن ۱۹۸۹، دولت مبادرت به سرکوب تظاهرات دموکراسی خواهان در میدان تیان آن من کرد و صدها نفر را کشت. من در خفا از اینکه ارتش آزادیبخش خلق به دانشجویان تیراندازی کرده شوکه شده بودم و این در تقابل با آموزه‌هایی بود که از دوران کودکی دریافت کرده بودم که ارتش مدافع مردم است؛ گفته می‌شد «شیاطین» ژاپنی و مرتجعان ناسیونالیست آنها را کشتند. رهبران ارشد حزب کمونیست که با تظاهرات و نیز سقوط کمونیسم در اروپای شرقی نگران و گوش به زنگ شده بودند تصمیم گرفتند که با این سستی ایدئولوژیک مقابله کنند. آنها به دانشکده‌های حزبی محلی دستور دادند تا برخی از اساتید را به دانشکده مرکزی حزب اعزام کنند تا تفکر حزبی را تقویت کنند. دانشکده من در سوژو مرا انتخاب کرد. اقامت کوتاهم در دانشکده مرکزی حزب باعث شد مدت زمان بیشتری در آنجا بمانم. من چنان در آنجا برای خودم جا باز کرده بودم که همه به من «خانم مارکسِ پیر» می‌گفتند. در سال ۱۹۹۸، دکترای خود را دریافت کرده و به دانشکده پیوستم. به برخی از دانشجویانم در مقطع کارشناسی ارشد برنامه درسی متعارفی در مورد نظریه مارکسیستی و تاریخ حزب کمونیست آموزش می‌دادم. اما دیگران مقام‌های رده میانی یا بالا بودند. برخی از دانشجویانم اعضای کمیته مرکزی حزب بودند. تدریس در دانشکده مرکزی حزب کار آسانی نبود. دوربین‌ها همواره سخنان ما را در کلاس زیر نظر داشتند. این سخنان از سوی ناظران بارها و بارها کنترل و بازنگری می‌شدند. ما باید مسائل را برای مقام‌های سطح بالا به‌صورت زنده و عملی می‌شکافتیم بدون اینکه تفسیری انعطاف پذیر داشته باشیم یا توجهات را به نقاط ضعف جلب کنیم. گاهی باید به سوالات سختی که مقام‌ها در کلاس می‌پرسیدند، پاسخ‌های ساده و آسان بدهیم. بسیاری از این سوالات حول تناقضات گیج‌کننده‌ای در چارچوب ایدئولوژی رسمی می‌گردید؛ در حقیقت ایدئولوژی رسمی با آنچه در واقعیت اجرا می‌شد تفاوت داشت. در سال ۲۰۰۴ اصلاحیه‌ای به قانون اساسی زده شد که می‌گفت دولت مدافع حقوق بشر و مالکیت خصوصی است. اما در مورد مارکس چطور که می‌گفت نظام کمونیستی باید مالکیت خصوصی را منسوخ سازد؟ دنگ می‌خواست «اجازه دهد که بخشی از جمعیت ثروتمند شود» تا انگیزه در مردم ایجاد و آنها هم تحریک به بهره وری شوند.  من به حزب وفادار ماندم هرچند باورهای خود را همواره زیر سوال می‌بردم. در دهه ۸۰ محافل دانشگاهی چین بحث پرشوری در مورد «اومانیسم مارکسیستی» به راه انداختند که بر توسعه کامل شخصیت انسانی تاکید می‌کرد. برخی محققان این بحث‌ها را تا دهه ۹۰ ادامه دادند. من «دستنوشته‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴» را خواندم که می‌گفت هدف سوسیالیسم آزادی و رهایی فرد است. من با فیلسوفان مارکسیست که بر آزادی تاکید داشتند- بیش از هر کس دیگری، آنتونیو گرامشی و هربرت مارکوزه – همذات پنداری کردم. در پایان نامه کارشناسی ارشد ایده «مردم باید منافع فردی خود را فدای خدمت به حزب کنند» را زیر سوال بردم. در پایان نامه دکترایم هم شعار باستانی چین «کشور ثروتمند، ارتش قدرتمند» را مورد انتقاد دادم و گفتم که چین تنها زمانی قدرتمند می‌شود که حزب به شهروندانش اجازه شکوفایی بدهد. اکنون این بحث را یک گام جلوتر برده‌ام. در مقالات و سخنرانی‌هایم گفتم که شرکت‌های دولتی در اقتصاد چین مسلط هستند و اصلاحات بیشتری مورد نیاز است تا به شرکت‌های خصوصی اجازه رقابت دهد. تاکید کردم که فساد نباید به‌عنوان شکست اخلاقی کادرها که به مثابه مشکلی سیستماتیک تلقی شود که برخاسته از تسلط دولت بر اقتصاد است.

    نظریه و عمل // تصورات من تا حدی به تفکر جیانگ زمین، جانشین دنگ، همسویی داشت. او که مصمم به توسعه اقتصاد چین بود کوشید تا شرکت‌های خصوصی را تشویق و تحریک به حضور کند و چین را وارد سازمان تجارت جهانی سازد. اما این سیاست‌ها با نظریه‌های قدیمی و درازمدت حزب که اقتصاد برنامه‌ریزی شده و خودکفایی را تبلیغ می‌کرد در تضاد بود. از آنجا‌که ایدئولوژی‌های مارکس، مائو و دنگ نمی‌توانست این تناقضات را حل کند، جیانگ احساس کرد که باید طرحی نو دراندازد. او این طرح را «سه نمایندگی» نامید. جیانگ می‌گفت حزب باید نماینده سه جنبه از چین باشد: «الزامات توسعه نیروهای تولیدی پیشرفته»، «پیشرفت فرهنگی» و «منافع اکثریت». من به‌عنوان محقق فهمیدم که این تئوری تغییری مهم در ایدئولوژی حزب کمونیست است. اولین مورد از آن «سه نمایندگی» بیان می‌کرد که جیانگ زمین باور اصلی کمونیستی که می‌گفت سرمایه‌داران یک گروه اجتماعی استثمارگر هستند را کنار گذاشت. در عوض، او درهای حزب را به روی کادرها گشود. «اداره تبلیغات مرکزی»- مسوول کار عقیدتی حزب- مسوول تبلیغ نظریه جیانگ شد اما یک مشکل وجود داشت: «سه نمایندگی» از سوی افراطیون چپ مورد حمله قرار گرفت و تصور کردند که جیانگ در جان دادن به کارآفرینان راه افراط پیموده است. روزنامه «مردم» هم کوشید با ارجاع به مارکس، لنین، مائو و دنگ صحت آن را تایید کند.  زمان به سرعت می‌گذشت و این طرح و طرح‌های مشابه دیگر دچار فراز و فرود می‌شد. اکنون حزب یک چیز می‌خواهد: چاپلوسی و تملق اربابان. حزب دچار ریاکاری و نفاق شده است. من در جایی دو نقل قول از دنگ آورده بودم: «فقر، سوسیالیسم نیست» و «توسعه حقیقت سخت است». یک مقام حزب کمونیست پرسید:«‌فقر، سوسیالیسم نیست؟ پس سوسیالیسم چیست؟‌ صدای او بلندتر شد و گفت: «توسعه حقیقت سخت است؟ ارتباط این دو جمله چیست؟ سریع بگو.» من مات و مبهوت مانده بودم. دیگر نه از آن آموزش‌های سفت و سخت خبری است و نه نخبگان حزبی آگاهند. من دقیقا دو جمله دنگ را گفته بودم؛ همان جمله‌هایی که در آموزش‌هایمان یاد گرفته بودیم اما این مقام ارشد حزب کمونیست – رئیس اداره دولتی رادیو، فیلم و تلویزیون که نهاد قدرتمند ناظر بر تمام تولیدات و محتواهای رسانه‌ای است- اطلاعی از آن نداشت. من بلافاصله به یاد انتقاد مائو از بوروکرات‌ها طی انقلاب فرهنگی افتادم: «آنها کتاب نمی‌خوانند و حتا روزنامه هم نمی‌خوانند.»  پس از ۲۰ سال تردید، سردرگمی و فلاکت در نهایت تصمیم گرفتم از حزب بِبُرم و از تاریکی بیرون بیایم. «جهش بزرگ به عقب شی» چاره‌ای برای من باقی نگذاشت. در سال ۲۰۱۸، شی محدودیت ریاست‌جمهوری را حذف کرد و این چشم‌انداز را مطرح کرد که باید بر اساس چشم‌انداز و حکومت «نو استالینیستی» حکمرانی کند. سال بعد، من با ویزای توریستی به ایالات‌متحده آمدم. اندکی بعد نامه‌ای دریافت کردم که در آن من به «فعالیت‌های ضد‌چینی» متهم شده بودم و گفته شده بود که در صورت بازگشت دستگیر می‌شوم. تصمیم گرفتم حضورم را طولانی‌تر کنم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. سپس کووید-۱۹ شروع شد و پروازها به چین لغو شد. در این مدت نسبت به سوء‌مدیریت «شی» منزجر شدم و توماری را در حمایت از «لی ونلیانگ» امضا کردم؛ همان پزشک ووهان که از سوی پلیس و به دلیل اطلاع‌رسانی در مورد این ویروس مورد آزار و اذیت قرار گرفت و در نهایت جان خود را از دست داد. بارها تماس‌هایی از رهبران ارشد حزب دریافت کردم که به من می‌گفتند باید بازگردم. اما فضا در چین سیاه‌تر می‌شد. «رن»، وکیل مستغلات که فردی منتقد بود، در ماه مارس ناپدید شد و به‌زودی از حزب اخراج و به ۱۸ سال زندان محکوم شد. من در تماس‌ها و گفت‌وگوهای خصوصی‌ام حزب کمونیست را «زامبی‌های سیاسی» نامیدم و گفتم که «شی» باید استعفا دهد. شاهد یک عدول اساسی در دوران «شی» بودم. او همه‌چیز را خراب کرد. می‌دانستم که گرفتار خواهم شد. از حزب اخراج شدم. دانشکده مرا از تمام مزایای بازنشستگی‌‌ام محروم کرد. حساب‌های بانکی‌ام مسدود شد. من از مقام‌های ارشد حزب خواستار تضمینی برای سلامتی‌ام در هنگام بازگشت شدم. آنها سخنی نگفتند و در عوض بر تهدیدات خود افزودند و دخترم و فرزند پسرش در چین را تهدید کردند. در این زمان بود که با حقیقت مواجه شدم؛ راهی برای بازگشت وجود ندارد. نه من باز‌می‌گردم و نه حزب و ساختار سیاسی اصلاح‌شدنی است. «شی» بر‌خلاف تمام اسلافش به دنبال یک حکمرانی «نواستالینیستی» است و این به ضرر چین تمام خواهد شد.[/cl-popup]

  6. [cl-popup title=”خبر منتخب – فرصت امتیاز‌گیری از شرق و غرب” show_on=”text” btn_label=”خبر منتخب – فرصت امتیاز‌گیری از شرق و غرب” align=”right” size=”xl”]احسان ابطحی/ روزنامه‌نگارجو بایدن، رئیس‌جمهور منتخب ایالات‌متحده در مقاله‌ای که برای شماره مارس و آوریل نشریه «فارن افرز» نوشته و به نوعی دکترین سیاست خارجی او محسوب می‌شود، ۱۳ بار از کلمه «چین» استفاده کرده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده نگاه وسواس‌گونه رئیس‌جمهور منتخب آمریکا به این قدرت بزرگ جهانی و تلاش برای مهار آن است. البته نگاه تهدید‌آمیز، نگاه غالب «جریان اصلی» دیپلماسی واشنگتن نسبت به پکن است؛ نگاهی که از دوره باراک اوباما آغاز شد و در دوره دونالد ترامپ ادامه یافت. اوباما تمرکز اصلی سیاست‌خارجی کاخ سفید را بر منطقه آسیا پاسیفیک قرار داد و ژنرال جیمز متیس، وزیر دفاع وقت آمریکا هم در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۸، اعلام کرد که پس از دو دهه مبارزه با تروریسم، اولویت اصلی ایالات‌متحده مهار روسیه و چین خواهد بود. بایدن نیز نگاهی مشابه به قدرت در حال ظهور چین دارد. او در جای‌جای یادداشت خود نگرانی‌اش را از قدرت گرفتن چین ابراز می‌دارد و تاکید می‌کند که به جای چین، ایالات‌متحده به همراه متحدانش باید، قوانین و مقررات تجارت بین‌المللی را تدوین کند. به ادعای بایدن، ایالات‌متحده به اندازه کافی به چین سخت نگرفته و این کشور تکنولوژی و مالکیت معنوی شرکت‌های آمریکایی را به سرقت برده‌ و همچنان با اعطای یارانه به کمپانی‌های دولتی به آنها امتیاز‌های ناعادلانه می‌دهد تا در آینده بر تکنولوژی‌ها و صنایع مسلط شوند. رئیس‌جمهور منتخب آمریکا، موثر‌ترین راه برای مقابله با چالش چین را ایجاد یک جبهه متحد، متشکل از متحدان و شرکای کاخ سفید می‌داند. بایدن ضمن تاکید بر این موضوع که ایالات‌متحده به تنهایی یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارد و در کنار متحدانش این رقم می‌تواند به پنجاه درصد افزایش یابد، اضافه می‌کند که چین نمی‌تواند نیمی از اقتصاد جهان را نادیده بگیرد و بنابر این، واشنگتن این توانایی را خواهد داشت تا با استفاده از این اهرم، قواعد تجارت جهانی، موضوع محیط زیست، مساله کارگران، تجارت، تکنولوژی و شفافیت را به دلخواه خود شکل دهد و به ادعای او ارزش‌ها و منافع دموکراتیک را گسترش دهد. موضع سرسختانه بایدن درباره چین در کنار موضع او برای بازگشت به برجام و اجرای تعهدات هسته‌ای در میانه مذاکرات تهران و پکن برای انعقاد قرارداد ۲۵ ساله، می‌تواند معنای خاصی برای سیاست‌خارجی تهران داشته باشد و فرصتی طلایی در اختیار دیپلماسی ایران قرار دهد. پیش از پیروزی بایدن، گزارش‌هایی منتشر شده‌بود که حکایت از کاهش رغبت پکن برای انعقاد قرارداد با ایران داشت و چینی‌ها، تصویب این توافق را منوط به کاهش تنش‌ها میان ایران و کشورهای منطقه‌ای کرده‌بودند. در زمان ریاست‌جمهوری ترامپ، این نگاه در طرف چینی وجود داشت که با توجه به فشار فزاینده ترامپ روی ایران، پکن می‌تواند منافع خود در این قرارداد راهبردی را به حداکثر برساند و امتیاز بیشتری از ایران بگیرد. این فعل و انفعالات در زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و فاصله گرفتن هرچه بیشتر تهران از غرب و «اعمال فشار حداکثری» از سوی واشنگتن علیه تهران، صورت گرفت؛ اما در ماه‌ها و هفته‌های آینده، شرایط می‌تواند به‌طور کامل تغییر کند. سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ هم، به ناچار ایران را به سمت شرق سوق داده بود، اما اشکال ماجرا اینجا بود که پکن با آگاهی از این موضوع تصور می‌کرد که تهران برای نجات اقتصاد خود چاره‌ای جز توافق با چین ندارد و در همین راستا تلاش می‌کرد بیشترین امتیاز را از ایران دریافت و کمترین امتیاز را به تهران بدهد. اکنون اما وعده بایدن برای بازگشت به برجام در صورت اجرای کامل تعهدات این توافق از سوی ایران و بروز نشانه‌های کاهش تنش میان تهران و واشنگتن می‌تواند فرصتی استثنایی برای ایران محسوب شود. به‌عبارت دیگر ایران می‌تواند از اهرم کاهش تنش با آمریکا علیه چین و از کارت چین برای امتیاز گرفتن هرچه بیشتر از ایالات‌متحده – در صورت انجام مذاکرات احتمالی- استفاده کند. فرصت‌های استثنایی ایران برای سرمایه‌گذاری چینی‌ها از سویی و اهمیت منطقه خاورمیانه برای پکن به‌خصوص از زاویه تامین امنیت انرژی از سوی دیگر، می‌تواند کارت‌های بازی تهران در مذاکره با پکن را متنوع کند. ایالات‌متحده هم به شدت از حضور چین در خاورمیانه – به‌خصوص از بعد نظامی و امنیتی در میان‌مدت و بلندمدت- نگران است. مایک پمپئو، وزیر خارجه فعلی آمریکا، در اظهارنظری که ۵ اوت ۲۰۲۰ بیان کرد، به صراحت نسبت به تعامل چین با ایران هشدار داد و تاکید کرد که این رخداد می‌تواند منافع رژیم صهیونیستی و امارات را در معرض خطرات جدی قرار دهد. در این میان، تهران می‌تواند با استفاده از اهرم بازگشت آمریکا به برجام و کاهش تنش میان ایران و غرب علیه پکن و از اهرم تعامل چین با ایران – که از نگاه آمریکایی‌ها یک تهدید امنیتی برای متحدان واشنگتن به‌شمار می‌رود و حضور آنان را در این منطقه تضعیف ‌می‌کند- علیه کاخ سفید و اروپایی‌ها استفاده کند. به‌عبارت ساده‌تر، تهران در دوران ترامپ و کمپین فشار حداکثری برای کاهش فشارهای اقتصادی به چین روی آورده بود اما اکنون و با کاهش تنش احتمالی میان ایران و غرب، تهران قدرت مانور بیشتری برای امتیاز گرفتن از دو طرف دارد و می‌تواند بیشترین بهره‌برداری را از رقابت این دو قدرت جهانی داشته باشد. نتیجه آنکه، کاهش تنش با غرب و در راس آنها آمریکا و بازگشت احتمالی واشنگتن به برجام، در میانه رقابت استراتژیک آمریکا و چین، این فرصت طلایی را در اختیار تهران قرار می‌دهد تا امتیاز‌گیری از دو طرف را به حداکثر برساند. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهند که اتکا به تنها یک قدرت یا قطب سیاسی منجر به وابستگی کشورها در روابط خارجی می‌شود اما ایجاد تعادل در دیپلماسی و نگاه متوازن به شرق و غرب، فضایی فراهم می‌کند تا بتوان از رقابت قدرت‌های جهانی بیشترین منفعت را حاصل کرد. خارج کردن انحصار تعاملات اقتصادی و سیاسی از دست چین و متنوع‌سازی سبد سیاست خارجی در کنار احتمال بازگشت شرکت‌های غربی به کشور – در صورت بازگشت همه طرف‌ها به برجام- بزرگ‌ترین فرصتی است که می‌توان از آن برای رسیدن به حداکثر منافع بهره جست. متنوع‌سازی سبد سیاست خارجی، کلیدی‌ترین عنصر برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک است. هم چین و هم آمریکا به خوبی از اهمیت ژئوپلیتیک و ژئو‌استراتژیک و منابع طبیعی فراوان ایران آگاهند. بنابراین از دست دادن ایران برای این قدرت‌های جهانی خطری بسیار بزرگ محسوب می‌شود. ایران می‌تواند با مانور میان گسل بزرگ چین و ایالات‌متحده، از فرصت روی کار آمدن بایدن بیشترین بهره را ببرد.[/cl-popup]
  • خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا):
  1. ۱۸ آذر۹۹، نرخ رسمی ۲۲ ارز کاهشی شد
  2. چین خواستار بازگشت آمریکا به برجام و لغو تحریم های ایران شد
  3. لس‌آنجلس‌تایمز: تحریم ایران و تعرفه‌های چین ابزار بایدن برای ‌مذاکرات است
  4. حال خوش شهر سمنان در صفای کوچه‌باغ‌ها
  5. اژدهای زرد را نمی‌توان با جنگ تجاری از میدان به در کرد
  6. [cl-popup title=”خبر منتخب – ورود چین به عصر اقتصاد و ارز دیجیتال” show_on=”text” btn_label=”خبر منتخب – ورود چین به عصر اقتصاد و ارز دیجیتال” align=”right” size=”xl”]پکن-ایرنا- اجرای برنامه های آزمایشی استفاده از ارز دیجیتال در نقاط مختلف چین حاکی از سرعت گرفتن ورود این کشور به عصر اقتصاد و ارز دیجیتال است. به گزارش ایرنا، چین بتازگی اعلام کرده است که دومین آزمون عمومی بکارگیری ارز دیجیتال را در قالب “پاکت های قرمز” که بنوعی کوپن های مصرفی دیجیتالی محسوب می شود، آغاز می کند. به نظر می رسد که این دور از برنامه آزمایشی استفاده از ارز یوان (پول ملی چین) به شکل دیجیتالی در مقایسه با مرحله اول این برنامه آزمایشی، طیف وسیعی از کارکردهای مختلف را برای مصرف کنندگان و کاربران تلفن های هوشمند شامل می شود. قرار است برنامه آزمایشی در شهر «سوجو» در نزدیکی شهر شانگهای واقع در شرق چین و از توابع استان  «جیانگ سو» انجام شود به این معنا که هر ۱۰۰ هزار بسته و پاکت قرمز دیجیتالی یوان به ارزش ۲۰ میلیون یوان (۳.۰۶ میلیون دلار) است که هر کدام از بسته ها حاوی ۲۰۰ یوان است که شهروندان سوجو می توانند برای مصارف روزمره از آن استفاده کنند.   مهر ماه امسال بود که چین مرحله اول بکارگیری آزمایشی ارز دیجیتال را در شهر «شنژن» واقع در استان گوانگ دونگ چین در جنوب کشور شروع کرد. در آن مرحله دولت محلی و بانک مرکزی چین به طور مشترک ۵۰ هزار پاکت قرمز دیجیتال را که هر کدام حاوی ۲۰۰ یوان بود، به صورت اهدایی در اختیار شماری از شهروندان قرار دادند این اولین بار بود که ارز دیجیتال پس از یک سری تنظیمات داخلی، به صورت عمومی منتشر شد. در مرحله دوم این آزمایش در شهر سوجو اما علاوه بر برنامه آفلاین، پرداخت آنلاین و هوشمند نیز اضافه شده است. بسته های قرمز را می توان برای خرید در پایگاه اینترنتی «جی دی دات کام»  JD.com استفاده کرد ساکنان این شهر چین بر اساس نشانی دریافت کننده در منطقه شهری می توانند کالاهای مورد نیاز در این پایگاه را انتخاب کرده و با استفاده از یوان دیجیتال هزینه تحویل کالا را پرداخت کنند. در حال حاضر، اقتصاد دیجیتال چین وارد مرحله ای از توسعه سریع شده است درحقیقت تحقیق و توسعه و استفاده از یوان دیجیتال برای پاسخگویی موثر به نیازهای افراد و بنگاه های اقتصادی دیجیتال و تقویت توسعه سریع اقتصاد دیجیتال در سراسر کشور مناسب است. سازمان پول هنگ کنگ (HKMA) و بانک مرکزی چین هم اکنون در حال بحث و بررسی و آزمایش فنی یوان دیجیتال هستند. «ادی یو»  مدیر اجرایی این سازمان هنگ کنگی می گوید: زمان بندی دقیق برای استفاده از ارز دیجیتال اعلام نشده است اما مراحل آزمایشی انجام می شود و دایما گزینه های فنی بیشتر در خصوص ارز مورد ارزیابی قرار می گیرد.   او می افزاید: از آنجا که یوان چین در هنگ کنگ نیز استفاده می شود، وضعیت یوان دیجیتال نیز همانند همان پول نقد در گردش خواهد بود تا ساکنان هنگ کنگ و گردشگران سرزمین اصلی چین برای هزینه کردن آن سهولت کافی داشته باشند.   «پل چانموپو»  دبیر مالی هنگ کنگ بر این باور است که اگر یوان دیجیتال در پرداخت مرزی اعمال شود، این امر ارتباطات تجاری و اقتصادی بین منطقه ویژه اداری هنگ کنگ و سرزمین اصلی چین، به ویژه منطقه خلیج بزرگ گوانگ دونگ-هنگ کنگ-ماکائو را تسریع و تسهیل خواهد کرد. «یی گانگ» رئیس بانک مرکزی چین در مصاحبه ای با رسانه ها چنین اظهار داشت که چین تحقیق و توسعه ارز دیجیتال در این بانک را به شکلی با ثبات به پیش می برد انجام این آزمایش ها به شکل منظم نیز چارچوب قانونی یوان دیجیتال را بهبود می بخشد. پیش بینی ها و هدفگذاری ها این است که در سال ۲۰۲۱ یک مرحله مهم از تقسیم سود در صنعت دیجیتال آغاز شود. به گفته «پان هلین»، مدیر اجرایی موسسه تحقیقات اقتصاد دیجیتال در دانشگاه اقتصاد و حقوق شهر «جونگ نن»  ، پس از چندین سال توسعه، این فناوری ها بالغ تر شده اند. “در سال های اخیر، صنعت دیجیتال چین در حال رونق گرفتن بوده است و فناوری های جدید مانند داده های بزرگ، رایانش ابری، نسل پنجم اینترنت پرسرعت، هوش مصنوعی و بلاکچین به سرعت توسعه یافته و به طور گسترده در زمینه های مختلف اقتصاد اجتماعی بکار گرفته شده است. این تحلیلگران تاکید می ورزند که این اقدامات بنیان مطلوبی برای توسعه اقتصاد و ارز دیجیتال در چین ایجاد کرده است.[/cl-popup]
  7. چین ۱.۲ میلیون دوز واکسن کرونا به اندونزی صادر کرد
  8. افزایش صادرات چین بالاتر از انتظارها ؛ ۲۱ درصد رشد در یک ماه
  9. سود تجارت جهانی سلاح، ۵۰ برابر بودجه سالانه صلح سازمان ملل
  10. [cl-popup title=”خبر منتخب – ذهنیت جنگ سرد مانع بزرگ روابط چین و آمریکا” show_on=”text” btn_label=”خبر منتخب – ذهنیت جنگ سرد مانع بزرگ روابط چین و آمریکا” align=”right” size=”xl”]پکن-ایرنا- اگرچه دولت دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا به روزهای پایانی خود نزدیک می شود، اما تصورات راهبردی واشنگتن با تاکید بر افزایش فشار بر چین همراه با ذهنیت جنگ سرد، بدترین روابط چهار دهه گذشته را برای دو کشور رقم زده است. به گزارش ایرنا، جهان همواره توجه زیادی به تنش و رقابت بین چین و ایالات متحده داشته است و بررسی ها و نظرسنجی ها نشان می دهد که دو کشور شاهد پایین ترین سطح از مناسبات در طول چند دهه گذشته هستند و احساسات ضد آمریکایی در چین درحال تشدید است. این البته تبعات سیاست هایی است که دولت ترامپ در عرصه های تجاری،  سیاسی و بین المللی درقبال چین اتخاذ کرده است و تحریم ها و فشارهایی که باعث شده است تا مردم و دولتمردان چین نگرش منفی تری به واشنگتن داشته باشند. در طول چند سال گذشته دولت آمریکا از هیچ فشاری بر دولت و ملت چین خودداری نکرده است از ممانعت از صدور روادید و جنگ تجاری گرفته تا تحریم مقام های چین به دلیل تصویب قانون امنیتی هنگ کنگ و همچنین جلوگیری از صادرات کالا از منطقه خودمختار سین کیانگ در شمال غرب چین و فروش های بزرگ تسلیحاتی به تایوان که چین آن را بخشی لاینفک از خاک خود می داند. البته مستندات فراوانی موید شکل گیری شرایط امروز است تا جایی که وانگ یی وزیر خارجه چین گفته است اگر قرار باشد تحولی هم در روابط دو کشور قرار گیرد، لازم است تا آمریکا گام های درست برای برطرف کردن اشتباهات گذشته بردارد. برای مثال روزنامه گلوبال تایمز ارگان حزب حاکم چین نظرسنجی انجام داده است که نتایج آن نشان می دهد مردم چین تا چه اندازه از سیاست های آمریکا ناخرسند هستند این نظرسنجی البته حاکی است که اتباع کشورهای دیگر هم از برتری طلبی و سیاست های سلطه جویانه آمریکا بشدت ناخرسند می باشند. نتایح نشان می دهد بیش از ۸۵ درصد از چینی های مورد نظرسنجی از آمریکا “عصبانی هستند و بر مقاومت قاطع در برابر این کشور تاکید دارند آنها می گویند که باید در مقابل اقدامات آمریکا ایستادگی کرد بسیاری نیز برتری طلبی آمریکا و ذهنیت جنگ سرد این کشور دربرابر چین و دیگر کشورهای دنیا را مانع بزرگ بهبود مناسبات بین کشورها و در جامعه بین المللی دانسته اند. این نظرسنجی از میان بیش از ۱۶ هزار نفر از ۱۶ کشور از جمله چین، ایالات متحده، انگلیس، فرانسه، روسیه، اسپانیا، کره جنوبی، ژاپن، هند و آفریقای جنوبی انجام شده است و بیشتر شرکت کنندگان یعنی افزون بر ۵۰ درصد، دارای تحصیلات عالی بوده اند و نهمین نظرسنجی سالانه افکار عمومی جهانی است که توسط مرکز نظرسنجی گلوبال تایمز چین انجام شده است. «دیائو دامینگ» دانشیار دانشگاه مردم در پکن می گوید: عصبانیت مردم چین نسبت به هژمونی آمریکا ناشی از تحریکات و اقدامات نادرست برخی از سیاستمداران آمریکایی است که “به طور یک جانبه به روابط دو جانبه آسیب رسانده اند “. اما نتیجه بررسی نشان می دهد که این سیاستمداران نماینده افکار عمومی در ایالات متحده نیستند. این همچنین نشان می دهد که امید به بهبود روابط چین و ایالات متحده و بهبود چهره چین در ایالات متحده وجود دارد. در این نظرسنجی از مردم پرسیده شده بود که بیشترین نگرانی آنها در مورد ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ میلادی چیست که در این میان ۶۸.۵ درصد از شرکت کنندگان چینی، ۳۱.۱ درصد شرکت کنندگان آمریکایی و ۴۵.۱ درصد شرکت کنندگان سایر کشورها گزینه “تنش با چین” را به عنوان اصلی ترین مساله نگران کننده انتخاب کرده اند. روزنامه گلوبال تایمز در تحلیلی راجع به روابط دو کشور آورده است: این آمارها ثابت می کند که تنش و درگیری بین این دو اقتصاد و دو قدرت بزرگ نه تنها بر مردم دو کشور بلکه بر اقتصاد و تجارت جهانی نیز تأثیر می گذارد و آثار آن در جهان محسوس است. این نشریه می نویسد که ذهنیت جنگ سرد،  تحریم ها و فشارها و مشکلاتی که آمریکا برای چین ایجاد کرده مردم را خشمگین کرده است اما الان آنچه محرز شده اینکه واشنگتن موفق به مهار پکن و توسعه صلح آمیز این کشور نیست. «لو شیانگ» یکی از محققان مرکز مطالعات آمریکا در آکادمی علوم اجتماعی چین بر این باور است که مردم و دولت چین درک مشترکی از هژمونی جهانی ایالات متحده دارند و از آن ناخرسند هستند این باعث خواهد شد تا قدرت مقاومت در چین در برابر آمریکا افزایش یابد. پژوهشگر چینی افزود: دولت جو بایدن رییس جمهوری منتخب آمریکا نیز فقط می تواند تغییراتی در اقدامات و تاکتیک های ایالات متحده در زمینه مهار چین بدهد، اما اینکه دو طرف تا چه حد می توانند از درگیری جلوگیری کنند، به این بستگی دارد که آیا آنها می توانند قوانینی برای رقابت تنظیم کنند و راه های همکاری را پیدا کنند. در همین حال «وانگ یی»  وزیر امور خارجه چین روز دوشنبه در دیداری با اعضا و مسئولان شورای تجارت آمریکا و چین گفت که تصمیم گیری صحیح درباره آینده چین – ایالات متحده به عهده آمریکا است و خواستار آن شد که گفت و گوها در همه سطوح از سرگرفته شود. وی در این نشست درخواست هایی را از آمریکا مطرح کرد که بر اساس آن تا زمانی که محقق نشود امیدی به برطرف شدن تنش ها نیست از جمله اینکه آمریکا باید به تصورات راهبردی و تعصبات ایدیولوژیک و ذهنیت جنگ سرد پایان دهد. از دیدگاه وزیر خارجه چین، ایالات متحده نباید باعث شود تا این روند منجر به شکل گیری دیدگاهی شود مبنی بر اینکه چین یک دشمن است به نظر می رسد این درخواست ها تلاشی برای این است که دولت آمریکا در مسیر صحیح روابط گام بردارد. چین و آمریکا بزرگترین کشورهای درحال رشد و توسعه یافته دنیا هستند و به اعتقاد لو شیانگ روابط آنها بر اقتصاد و سیاست و بسیاری عرصه های دیگر داخلی و خارجی تاثیرگذار است. آنچه امروز شاهد هستیم تلخ ترین بخش از صفحات روابط این دو کشور است و میراث دولت ترامپ برای روابط دو کشور کشاندن آن به پایین ترین سطح ممکن است و تا زمانی که دولت آینده آمریکا در همان مسیر گام بردارد تبعاتی جز تشدید تنش ها در روابط نخواهد داشت. از دیدگاه رهبران چین، کشورها الان بیشتر از هر زمانی به همبستگی و همکاری برای مهار کرونا و عبور از رکود اقتصادی نیاز دارند و آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی باید به مسئولیت هایش عمل کند در غیر این صورت آسیب های آن به کل نظام بین المللی خواهد بود. وزیر خارجه چین می گوید که آمریکا باید در زودترین زمان ممکن به مسیر عقلانیت بازگشته و عینی تر با مسایل برخورد کند این درخواست نشان می دهد که اصلی ترین مایه نگرانی دو کشور هنوز نیز برخورد آمریکا با چین در چارچوب ذهنیت جنگ سرد است.[/cl-popup]
  11. آمریکا ۱۴تبعه چین را تحریم کرد
  12. چین توپ روابط با آمریکا را به زمین واشنگتن انداخت
  • خبرگزاری صدا و سیما:
  1. سخنگوی وزارت امور خارجه چین / چین: آمریکا به تعهدات برجامی خود عمل کند
  2. تنش در روابط چین و آمریکا / واشنگتن ۱۴ مقام چینی را تحریم کرد
  3. در واکنش به تلاش آمریکا برای تحریم مقامات چین / پکن قاطعانه مداخله آمریکا در امور داخلی چین را محکوم کرد
  • ایسنا:
  1. ذخایر ارزی چین در اوج چهار ساله
  • خبرگزاری تسنیم:
  1. تجارت خارجی چین ۷.۸ درصد افزایش یافت
  • اقتصادآنلاین:
  1. پرمنفعت ترین ماه برای صادرات چین؛ رکورد سه ساله صادرات چین در ماه نوامبر زده شد

 

↓ فایل PDF شرح خبر ها

 

[cl-popup title=”خبرهای منتخب” show_on=”load” size=”l”]

  1. روایت دست اول از کمونیست‌هایی که اژدها را هدایت می‌کنند / پشت پرده حزب حاکم چین
  2. فرصت امتیاز‌گیری از شرق و غرب
  3. ورود چین به عصر اقتصاد و ارز دیجیتال
  4. ذهنیت جنگ سرد مانع بزرگ روابط چین و آمریکا

 [/cl-popup]

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + بیست =